روزانه های علی جون....
سلام جیگر طلای مامان و بابا حال و احوال که خوبه.....
علی جونم چند روزی بود که به شدت تب داشتی و اصلا حال و حو صله بازی کردن نداشتی امروز ولی خدارو شکر بهتری و بازی و شیطونبات شروع شده اینم بگم تبت به خاطر دندون
در آوردنت بود ...


قربوت پسر فوتبالیستم بشم که عاشق توپه 

این گل پسر تازه یاد گرفته بره سر بوفه اسباب بازیاش و همه تا جایی که دستش برسه میریزه زمین

آفرین به پسرم که میدونه الان باید بچگی کنه و لذتش رو ببره من و بابایی هم تا تونجایی که در توان داشته باشیم از هیچی واست کم نمیزاریم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



روزانه های علی جون....
